
برو بي من ولي بدان که راه پايان ندارد
و تنهايي رفتن ايمان ميخواهد
برو که اگر رفتي ميدانم که ثابت قدمي و به خود ميبالم
که به کسي دل بستم که توانست تنها برود
پس در انتخاب خود اشتباه نکردم...
وقتي كه خنديديم گفتن ديونه است...
وقتي كه جدي بوديم گفتن مغروره...
وقتي كه شوخي كرديم گفتن سنگين باش...
وقتي كه حرف زديم گفتن پر حرفه...
وقتي كه ساكت شديم گفتن عاشقه...
حالا ام كه عاشقيم مي گن گناهه ؟!!


برگ از درخت خسته می شه
پاییز همش بهونست...
جز گل خشکیده ای و برق نگاهی
از تو در این گو شه یادگار ندارم
زان شب غمگین که از کنار تو رفتم
یک نفس از دست غم قرار ندارم...

ای آسمان به سوز دل من گواه باش
کز دست غم به کوه و بیابان گریختم
داری خبر که شب همه شب دور از آن نگاه
مانند شمع سوختم و اشک ریختم...
من مانده ام که بی تو شب ها سحر کنم
تو رفته ای که عشق من از سر بدر کنی
من مانده ام که عشق تو را تاج سر کنم