ما چون دو دریچه روبه روی هم
آگاه ز هر بگومگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آینده
اکنون دل من شکسته و خسته است
زیرا یکی از دریچه ها بسته است
نه مهر فسون نه ماه جادو کرد
نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد
+
نوشته شده در یکشنبه 19 فروردین1386ساعت 21:28
به قلم: شقایق
|